تبليغاتX












.

.

سلام دوست عزیز به وبلاگ پسر ایرونی خوش آمدید

برای ورود به وبلاگ اینجا کلیک کنید



پسر ایرونی


توضيحات

يه دوست خوب توي اين دنياي بد مثل يه فنجون قهوه مي مونه نمي تونه فضا رو گرم كنه ولي دلت رو گرم مي كنه یه دوست خوب همیشه نظر میده بدون نظر نمیره
تاریخ


 

آیدی مدیر

پسرایرونی

وضعیت آماری

موزیک

سلام خدمت دوستان عزیز به علت مسائل پیش آمده

و کم بود وقت از تمام دوستانی که بهشون سر نزدم

عذر میخوام پس همگی منو ببخشید که سر نمی زنم به

 شما دوستان عزیز و گل خودم حتما جبران میکنم

به امید دیدار دوباره تا مدتی بای ولی هر چند مدت

می یام سر می زنم و نظرهای زیبایی شما رو می خونم

و یه آپ کوچولو هم می کنم


طالع بینی چینی 

طالع بینی گروه خونی      

طالع بینی ازدواج 

      

    


آرزویی بزرگ

پسر ایرونی

ديشب چشم هايم را بر هم گذاشتم و آرزويي در دل کردم
آرزويي هر چند بچه گانه
هر چند از روي دل
هر چند مي دانم ممکن است به آرزويم نرسم
ولي حتي اگر به آرزويم نرسم٬

من تا آرزوها و هر جا که درها را باز کني با تو هستم و خواهم بود
هرگز تو را فراموش نخواهم کرد
حتي اگر فاصله ها باعث دوري ديده ها گردد
هميشه در دلم خواهي ماند

جايي که جاي هيچ کسي نيست بجز تو
و هيچ کسي نمي تواند جاي تو را در دلم بگيرد...
نگاه معصومت در ياد من هميشه جاويد است
براي هميشه...



+| نويسنده : پسر ایرونی تاريخ : دوشنبه شانزدهم آذر 1388 |

نامه ای به دوست

پسر ایرونی

سلام.
خواستم برایت از شازده کوچولو بنویسم.
از همان نامه هایی که دوست داری.
اما باز هم نشد ...
دلم نگران است. نگران دلت. نگران آنچه گذشته و من ...

من نبوده ام تا تو را بفهمم.
باران را بهانه کردم،
قطع شد!
برف را بهانه کردم،

آب شد!
گم شدن کفشهایت را بهانه کردم،
پیدا شد!
اصلا چرا می خواهی بروی؟ ...



+| نويسنده : پسر ایرونی تاريخ : یکشنبه یکم آذر 1388 |

بی طاقت

دلم هر شب بيداره و داره با خاطراتت زندگي مي كنه
هر چي به در و ديوارش مي كوبم
تا شايد بتونم اسمت و نامت را فراموش كنم
ولی نميشه که نميشه!

خواستم كسي را جايگزين تو بكنم ولي نشد
دلم نذاشت
از هر كسي بهانه اي گرفت

آخه می دوني عزيز
كسي را مثل تو لايق دوست داشتن نمی ديد
نمي دونم توو عشق تو چي ديده بود

كه حاظر نبود حتي توو روياهاش هم تو از خودش جدا كنه
مي دوني
صدا پاتو از حفظ بود
از وقتي كه در خونه رو باز مي كردي
دلم صداي قدم هاتو مي شنيد
وقتي كه مي خنديدي اون هم خندون بود

اما امان از اون روزي كه كمي دلت غصه داشت
اون وقت بود كه ديگه دلم دل نبود
مي شد يك كاسه خون

نمي دونم چرا
ولي نمي تونست و طاقت نداشت گريه ها تو ببينه
طاقت نداشت صداي هق هق گريه هاتو و يا صداي بغض كرده تو رو بشنوه

تنهاش گذاشتی و رفتی
تنهاش گذاشتی و رفتی



+| نويسنده : پسر ایرونی تاريخ : جمعه پانزدهم آبان 1388 |

نا گفته ها

پسر ایرونی

وقتی چمدانش را به قصد رفتن بست،

نگفتم: عزيزم اين کار را نکن!

نگفتم: برگرد و يک بار ديگر به من فرصت بده...

وقتی پرسيد دوستش دارم يا نه، رويم را برگرداندم!

حالا او رفته، و من:

تمام چيزهايی را که نگفتم ميشنوم...

نگفتم: عزيزم متاسفم، چون من هم مقصر بودم...

نگفتم: اختلاف ها را کنار بگذاريم، چون تمام آنچه ما ميخواهيم عشق و وفا داری و مهلت است...

گفتم: اگر راهت را انتخاب کرده ای، من آن را سد نخواهم کرد!

حالا او رفته، و من:

تمام چيزهايی را که نگفتم ميشنوم...

او را در آغوش نگرفتم و اشک هايش را پاک نکردم.

نگفتم: اگر تو نباشی، زندگی ام بی معنی خواهد بود...

فکر میکردم از تمام آن بازیها خلاص خواهم شد...

اما حالا تنها کاری که میکنم:

گوش دادن به تمام آن چیزهایی است که نگفتم!

نگفتم: بارانی ات را در آر، قهوه درست میکنم و با هم حرف میزنیم...

نگفتم: جاده بیرون خانه طولانی و خلوت و بی انتهاست...

گفتم: خدا نگهدار ، موفق باشی، خدا به همراهت...

او رفت و مرا تنها گذاشت، تا با تمام چیزهایی که نگفتم زندگی کنم...



+| نويسنده : پسر ایرونی تاريخ : دوشنبه بیستم مهر 1388 |

زیباترین قلب

روزي مرد جواني وسط شهري ايستاده بود و ادعا مي كرد كه زيبا ترين قلب را درتمام آن منطقه دارد.

جمعيت زياد جمع شدند. قلب او كاملاً سالم بود و هيچ خدشه‌اي بر آن وارد نشده بود و همه تصديق كردند كه قلب او به راستی زيباترين قلبي است كه تاكنون ديده‌اند. مرد جوان با كمال افتخار با صدايي بلند به تعريف قلب خود پرداخت.

ناگهان پير مردي جلوي جمعيت آمد و گفت كه قلب تو به زيبايي قلب من نيست. مرد جوان و ديگران با تعجب به قلب پير مرد نگاه كردند ....

لطفا برای خواندن بقيه متن به روی ادامه مطلب كليك كنيد


 



+| نويسنده : پسر ایرونی تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 |

خجالت نکشید

اين داستان رو شايد خيلي هاتون شنيده باشيد، ولي من يه بار ديگه مينويسمش:

وقتي سركلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختري بود كه كنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشي" صدا مي كرد.
به موهاي مواج و زيباي اون خيره شده بودم و آرزو مي كردم كه عشقش متعلق به من باشه. اما اون توجهي به اين مساله نمی كرد.
آخر كلاس پيش من اومد و جزوه جلسه پيش رو خواست. من جزومو بهش دادم.بهم گفت: "متشكرم" و گونه من رو بوسيد...

لطفا برای خواندن بقيه متن به روی ادامه مطلب كليك كنيد


 



+| نويسنده : پسر ایرونی تاريخ : دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 |

عشق 10 ساله

 

 در يكي از بزرگترين شركتهاي كامپيوتري در يكي از بهترين نقاط شهر بيرون مياد، با اينكه صاحب اون شركت نيست،

 ولي حقوق خيلي خوبي ميگيره و زندگي خوب و راحتي داره. حدود يك ماه ميشه كه با دختري كه سالهاي سال دوست بوده، ازدواج كرده و از اين بابت هم خيلي خوشحاله و با همديگه لحظات خيلي خوب و به ياد موندني رو ميگذرونن…

سوار ماشينش ميشه و به سمت خونه به راه ميفته و در راه به عشقش فكر ميكنه و به ياد دوران دوستيشون ميفته…

لطفا برای خواندن بقيه متن به روی ادامه مطلب كليك كنيد


 



+| نويسنده : پسر ایرونی تاريخ : شنبه بیست و یکم شهریور 1388 |

افسانه ی نيمه ی گم شده

در زمان های قديم جنسيت مرد و زن در انسان ها يک جور و با هم بود. تا اينکه مشیّت خداوند بر آن قرار گرفت که انسان ها را به دو نيمه متفاوت از يکديگر جدا کند.

از آن زمان انسان ها در جهان سرگردانند و در جستجوی يکديگر. و عشق در واقع آنگونه اشتياق و تمايلی است که ما به آن نيمه ی از دست رفته ی خويش داريم.

در آين صورت هر کدام از ما در گوشه ای از جهان٬ همزادی داريم که با او در گذشته جسم واحدی را تشکيل می داده ايم.امّا هيچ کس هرگز آن نيمه ی ديگر خوش را نمی يابد.



+| نويسنده : پسر ایرونی تاريخ : چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 |

پروانه عاشق

 

پسر ایرونی



+| نويسنده : پسر ایرونی تاريخ : سه شنبه هفدهم شهریور 1388 |

دل شکسته

                                   
                 *                 
                 *                 
                 *    *            
                 *     *           
             *   *  *  *           
             *   *  ***            
             **** 
                 
                                   

                                   
          **             **    *   
    *                   *      **  
   **      *       *   *          *
  * *      *   * * *    *     * * *
  ***      *   * * *     *    * * *
    ******* *** * * ***** **** * * 

 

از خونه شون تو يكي از محله‌هاي غرب تهران مياد بيرون، روز خيلي خوبيه… يه شلوار جين و يه تي شرت اسپرت پوشيده و اصلاح كرده و با موهاي مرتب، يه ادوكلن خيلي خوش بو هم زده كه ميتونه شامه هر دختري رو قلقلك بده… امروز قراره زندگيش متحول بشه و قراره غم‌هاش تموم بشه، قراره يه زندگي خوب و راحت رو شروع كنه، موفقيتي كه امروز تو ذهنش هست رو هيچ وقت به دست نياورده.

به نظرش هوا امروز خيلي عاليه، يه هواي خيلي خوب، تو اواخر مرداد ماه يه همچين هواي ملايمي بعيده…از دم خونشون 7-8 قدم ميره جلوتر و بر ميگرده خونشون رو نگاه ميكنه، يه مرتبه چهره مادر و پدرش مياد جلوي صورتش و يه لبخند كوچولو ميزنه. دختر همسايشون از كنارش ميگذره و بهش سلام ميكنه، جواب سلامشو ميده و چون اصلا حوصله پر چونگي دختر همسايه رو نداره زود خداحافظي ميكنه و به راه خودش ادامه ميده. به كنار خيابون ميرسه ...

لطفا برای خواندن بقيه متن به روی ادامه مطلب كليك كنيد


 



+| نويسنده : پسر ایرونی تاريخ : پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 |

.: مطالب گذشته :.

منوي اصلي

صفحه نخست
ايميل مدير
نویسندگان

پسرایرونی

آرشیو موضوعی

داستان های کوتاه
دست نوشته ها
عکس های عاشقانه
اشعار عاشقانه فارسی

آرشيو ماهانه

آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387

دوستان

1- شهر فال و طالع بینی (پسر ايروني 2 )
2- کنار هر قطره اشکم هزار خاطره دفنه
3- every time and every where be honestly
4-عشق از زندگی کردن بهتر
5- دنگ و فنگ
6- مسافر كوچولو
7-بزرگترين وبلاگ آنتی دختر
8-every thin
9- اسپنددخت
10- عاشقانه هاي اسماء
11-آتیش پاره
12-دختر شیرازی
13-دنیای رپ
14-عشق شادي خنده
15- بچه هاي كوچه پشتي
16-قاصدک
17-دخترك ديوونه
18-جادوی سکوت
19-بی تو هرگز
20-تنهایی
21-جنجالی
22-سربازي كوچك
23- F4T! M4nk4N 2
24-پاتوق همه ی ایرانیان
25-دانلودهای زرندی
26-دنیا دنیا ارزو
27-درد دل
28-پسرآتش
29-ووشو اصفهان
30-الهه ی تنها
31-عاشقانه ها
32-ضدپسر
33-تنهاترين
34-آلونک عشق من


* دوستان عزير اميدوارم لحظات خوبي را در اينجا سپري کنيد * راستی برای هر چه بهتر شدن وبلاگ نظرتون رو بدید یادتون باشه بدون نظر دادن از وبلاگ خارج نشدید قربون شما دوست عزیز *